بسم الله الرحمن الرحيم
یا اباعبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
آنجا كه مهدي نيست قرار نه فرار بايد كرد....
مقدمتا بريم سر اصل مطلب
شايد اگر بگم براي تمامي موضوعات مطرح شده در همايش هم حرف براي گفتن بود و هم مطلب براي نوشتن حرف بي ربطي نزده باشم اما اينكه بنده موضوع سوم اوصاف ياران امام زمان رو براي نوشتن انتخاب كردم دلايلي داشته كه براي من حتي از شرح خود موضوع هم مهم تره . اما دليل انتخاب موضوع و شرح موضوع رو با طرح و برسي چند سوال با استفاده از روایات عرض خواهم کرد
1_علت تاخير در فرج حضرت مهدي (ع) چيست؟
علت تا خير در فرج مولا و آقاي اما امام زمان (ع) به خود انسان ها باز مي گردد، زيرا تشكيل حكومت عدل و توحيدي در سطح جهان ، عمدتا احتياج به شرايط و آمادگي هاي لازم از طرف خود مردم دارد، از قبيل اينكه:
1. مردم مفهوم عدل را بدانند.
2. به حدي برسند كه از جان و دل خواهان عدل باشند.
3. با عمل به دسنورات شرع به حد بالاي شعور فكري و فرهنگي برسند،گرچه در محدوده ي بخشي از مردم باشد. و لذا مرحوم خواجه نصير الدين طوسي در «شرح تجريد» غيبت حضرت را از ناحيه ي خود مردم مي داند.
4. پيشرفت بشر از ناحيه ي صنعت وتكنيك.
و در مجموع فراهم نشدن مجموع شرايط لازم براي ظهور،علت تاخير ظهور حضرت است.
امام زمان(ع)در توقيعي كه به شيخ مفيد مي فرستد مي فرمايد:«اگر شيعيان ما-كه خداوند توفيق طاعتشان دهد-در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند،همدل مي شدند،ميمنت ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد،و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنها مي گشت،ديداري بر مبناي شناختي راستين وصداقتي از آنان نسبت به ما. علت مخفي شدن ما از آنها چيزي نيست جز آنكه از كردار آنها به ما مي رسدوما توقع انجام اين كارها را از آنها نداريم.»(احتجاج،ج2،ص315)
با پاسخ اين سوال سوال ديگري مطرح مي شودكه به بررسي آن خواهيم پرداخت
2_آيا در اين ميان همه ي مسلمان وشيعه 313نفر يار براي حضرت وجود ندارد؟
در پاسخ اين سوال مي گوييم:
اولا:در روايات مختلف براي ياران و اصحاب خاص حضرت مهدي صفات وخصوصيات ويژهاي ذكر شده كه بايد در313نفر موجود باشد،و ما به برخي از صفات اشاره خواهیم کرد.
ثانيا:مجموعه ي احاديث استفاده مي شود كه حضرت هر دو دسته يار و ياور بعد از ظهور دارند:يكي از ياوران خاص كه 313نفرند و دته ي ديگر ياوران عامكه ده هزار نفرند و بايد اين تعداد جمعيت نيز آماده شود.
ثالثا:به غير از فراهم شدن اين عده از ياران حضرت در علت تاخير در فرج موارد ديگري نيز وجود دارد كه به بعضي از آنها در سوال قبل اشاره شد.
با بررسي دو سوال اخير يكي از دلايل انتخاب موضوع اوصاف ياران امام زمان (ع) مشخص شد
آنچه وظيفه ي ماست به عنوان شيعه ي آن حضرت و عاشق واقعي او حركت در جهت معشوق هست لذا سوال ديگري در رابطه با اوصاف ياران آن حضرت مطرح مي شود. كه به بررسي آن خواهيم پرداخت.
3_اصحاب حضرت مهدي (ع)چه ويژگي هايي دارند؟
مطابق برخي از روايات،اصحاب حضرت (ع) از صفات و ويژگي هايي برخوردارند از قبيل:
1_ اخلاص
در روايتي امام جواد (ع)به عبد العظيم حسني (ع)فرمود:«...و هنگامي كه براي او اين تعداد «313 نفر» از اهل اخلاص جمع شد خداوند امر او را ظاهر خواهد كرد...» ( كمال الدين، ج2، ص377و378)
2_ يقين و استقامت
از امام صادق (ع) در حديثي نقل شده كه فرمود : «... گويا قلب هاي آنها به مانند تكه هاي آهن است، شكي در قلوب آنها راجع به خداوند وجود ندارد. محكم تر از سنگ است...» (بحارالانوار ، ج 52، ص307،ح82)
3_خداشناسي واقعي
از امام علی (ع) در ضمن حدیثی نقل است که فرمود:
«... ولكن در طالقان مردماني مؤمن خواهند آمد كه به خداوند معرفت واقعي دارند و آنان انصار مهدي در آخر الزمان مي باشند». (بحار الانوار ،ج52،ص307،ح82)
4_شيران روز و زاهدان شب
از امام صادق (ع) در حديثي راجع به اصحاب قائم نقل است كه فرمود: « گويا من نظر مي كنم به قائم و اصحاب او در نجف و كوفه ... سجده ها به پيشانی هاي آنها اثر گذارده است، شيرا در روز و راهبان در شب اند...» ( بحارالانوار،ج52،ص386)
5_ برخورداري از تا ييد الهي
طبرسي در روايتي از امام علي (ع) نقل كرده كه فرمود: « تا اينكه خداوند مردي را در آخر الزمان بر مي انگيزاند... او را به ملائكه اش تاييد كرده و انصارش را حفظ خواهد كرد». (بحار الانوار،ج52،ص280،ح6)
4_امام زمان با اصحاب خود بر سر چه اصولي پيمان مي بندد؟
از برنامه ها و روش هاي امام مهدي (ع) پيمان گيري از ياران خويش است. پيمان و بيعت در جامعه ي اسلامي از آغاز تشكيل حاكميت اسلام رسم شد،و پايه گذاري نخستين مركزيت و حكومت اسلامي به دست مبارك پيامبر اسلام (ص) با آيين اين بيعت و پيمان گرفت از يكايك مردم همراه بود.
امام مهدي (ع) نيز چون نياكان خويش از يارانش بيعت مي گيرد و با آنان پيمان مي بندد . پيمان امام بر سر اصولي است كه راه و رسم و شيوه و روش امام را در حكومت تبيين مي كند.
امام علي (ع) مي فرمايد: « همانا قائم با يارانش پيمان مي بندد و از آنان بيعت مي گيرد كه: مسلماني را دشنام ندهند ... حريمي را هتك نكنند، به خانه اي هجوم نبرند، كسي را به نا حق نزنند، طلا و نقره گنج نكنند، همچنين گندم و جو اندوخته نسازند. مال يتيمان را نخورند... لباس خزّ وحرير نپوشند. كمربند زرين نبندند... در امور معاش به اندك بسنده كنند ... لباس درشت بپوشند و صورت بر خاك بگذارند... و در راه خدا به جهادي شايسته دست يازند.
خود(امام) نيز متعهد مي شود كه از همان راهي كه آنان مي روند برود ، و چون آنان لباس بپوشد ، و بر مركوبي مانند مركوب آنان سوار شود و چنان باشد كه آنان هستند. به اندك بسنده كند، و زمين را با ياري خداي دادگري پر كند پس از آنكه از ستم پرشده باشد... و صاحب و درباني نگمارد.» (منتخب الأثر ،ص469)
و اما رسيديم به نقطه ي اصلي كه اونم نوشتن دليل دوم انتخاب مو ضوع اواصاف ياران اما زمان (ع)
با خواندن مطالب فوق اولين چيزي كه به ذهن عاشق واقعي امام (ع) خطور مي كنه كسب اين ويژگي هاست .
اما كسب اين ويژگي ها نياز به گذروندن مراحل و پاس كردن واحد هايي در دانشگاه امام عصر (ع) هست.
به قول نور هر دو چشمم پير عشقم سيدم(رحمه الله عليه)
عاشقي جانم دردسر دارد
عاشقي كوچه ي پرخطر دارد..............
همه ي اينها رو عرض كردم كه در آخر بگم هر كي عاشقه يه سر به وبلاگ سير الي الله بزنه...
http://seireelallah.blogfa.com
که این وب استاد عزيز تر ازجانم پدر مهربانم آقاي سيد محسن قريشي نوشته شده
[
+] نوشته شده توسط
مجنون الرقيه در سه شنبه ۰۶ شهريور ۱۳۸۶ و ساعت 14:56
همايش اينترنتي وليعصر شاهنشاه عالم مهدي اعظم ...مربوط به وبلاگ بنت الحيدر و طرح استاد معظم جناب سيد محسن قريشي ...
بخش مسابقه ...موضوع علائم الظهور
علائم الظهور در روايات به دو گروه حتمي و غير حتمي تقسيم ميشود :
علائم حتمي : پنج علامت است :
1 – خروج سفياني
2- ندا و صيحه اي از آسمان
3- خسف بيداء
4- قتل نفس زكيه
5- قيام يماني يا خراساني
علائم غير حتميه
...چون اعلام شد كه اين طرح چند مرحله اي خواهد بود و مطالب ميتواند ادامه دار باشد به چند نمونه كه اختصارا در روايات آمده اشاره ميشود ...
در نوشته هاي تفصيلي بعد به علائم غير حتمي و حتميه خواهيم پرداخت
از عناوين علائم حتميه من رخداد حتمي قتل نفس زكيه را مي نويسم ...
نفس زكيه كيست ؟
نفس زكيه ، او را در بين ركن و مقام خانه خدا مي كشند
اسم او محمد بن الحسن است فاصله قيام و قتل نفس زكيه 15 شب است
اين اتفاق حتمي است او را در مكه مي كشند ...
او را در مكه بين ركن و مقام مي كشند در حالي كه برادرش در باغي در مكه است
نفس زكيه جواني از آل محمد صلي الله عليه و اله است او را بي جرم مي كشند وقتي او را مي كشند نه در آسمان عذري پذيرفته ميشود و نه در زمين . كسي او را ياري نمي كند از اولاد امام حسين عليه السلام است با مردم مكه صحبت ميكند و براي ياري حضرت حجت ميخواند ( قبل از آمدن به مكه به امام عرض ميكند : كه مردم مكه با قيام شما تسليم ميشوند ) و بعد مردم بين ركن و مقام سرش را مي برند ...او شخصيتي بزرگوار از نزديكان حضرت است و مردم مكه او را ميشناسند حضرت در اين زمان ظهور كرده اند ولي مامور به غيبت نيستند .
ابا بصير ميگويد :
امام باقر عليه السلام در روايتي طولاني ميفرمايند :
حضرت مهدي عليه السلام به يارانشان ميفرمايند :
اهل مكه من را نمي خواهند ولي من بايد براي تمام كردن حجت و روشن شدن حقيقت كاري انجام دهم و لذا كسي را نزد آنها خواهم فرستاد . پس حضرت يكي از ياران خود را طلبيده و به او ميفرمايد :
برو به طرف اهل مكه و به آنها بگو من فرستاده فلاني – يعني امام زمان – هستم و حضرت ميفرمايد :
ما اهل بيت رحمت معدن رسالت و ذريه پيامبر شما و از دودمان انبياء هستيم . به ما ظلم شده حق ما را غصب كرده اند و از وقتي پيامبر از دنيا رفت تا به امروز حق ما را ربودند . ما از شما براي بدست آوردن حق خود كمك مي خواهيم ما را ياري كنيد ...
آن جوان وقتي اين كلمات حضرت را به آنها ميگويد به سر او ريخته و بين ركن و مقام او را مي كشند . وقتي خبر قتل نفس زكيه به امام ميرسد به اصحاب خود ميفرمايند :
نگفتم كه اهل مدينه ما را نمي خواهند ؟
و ديگر چيزي نمي فرمايند تا اينكه خروج ميكند و ميرود در عقبه طوي با سيصد و سيزده نفر مرد به عدد اصحاب بدر و مي آيد به مسجد الحرام در ...ادامه دارد ...
نوشته شده توسط زکیه وبلاگ مردی شبیه باران
